
بهوش باش که من صاعقه ام:
پیرو پست پیشین من، که مورد لطف همه دوستان و بازدید کنندگان قرار گرفت؛ به قول خود عمل کرده و این هفته برای عزیزان شمه ای از زندگی پربار فراجهانبان پروفسور ابراهیم میرزایی را مینویسم. باشد که تمامی انسانهای بزرگ که در تاریخ پرفراز این مرز و بوم قطب بوده اما زیر غبار گذشت زمان رفته اند را همواره به یاد آوریم و سرمشق قرار دهیم.
ابراهیم میرزایی متولد 1318 است که پدرش اهل رشت و مادرش اهل گرگان بوده است . و در سال 1337 دبیرستان نظام را در سن 18 سالگی به اتمام رسانده است . در سال 1340 تا 1344 دانشکده افسری را در نیروی مخصوص کماندویی به اتمام رسانیده است . در این دوره وی به عنوان واحد ورزش کاراته را تا پایان کمربند سبز در کاراته گذرانده است . وی از سال 1344 تا سال 1349 تقریباً 9 دوره ی خارجی دیده است . در عرض این پنج سال آموزش نیروهای مخصوص را در کشورهای امریکا ، انگلیس ، فرانسه ، ژاپن ، کره ، لبنان و اسراییل غاصب و آخرین آن در تایوان و مرکزکونگ فو کاراتو لیانگ فو گذرانده است . وی پس از آموزش رزمی و فنون نبرد تن به تن کاراته گوجوریو و تکواندو که در آن زمان فقط برای نیروهای مخصوص نظامی مجاز بود را به اتمام رسانده و در سال 1347 دان 7 افتخاری کاراته را از ژاپن کسب و در سال 1348 مشکی دان 4 تکواندو را دریافت می کند . در صحت و سقم شروع فعالیت کاراته و تکواندو وی که زیر نظر چه استادی کار نموده است اطلاعات دقیق و روشنی در دست نیست ولی این دوره ها را مربیان انگلیسی ، ژاپنی ، کره ای و امریکایی در دانشکده نظام آموزش می دادند و آنچه مسلم است وی تا سال 1351 که به تنظیم کتاب کاراته ذن کاراته پرداخته است در کاراته گوجوریو دان 7 را داشته و آنرا تحت نظر خود در یگان رزم تن به تن نیروی زمینی آموزش می داده است و در همان کتاب از کن فو و بعضاً از کن فوکاراتو نام برده است . فعالیت کونگ فو توآ ابتدا در تیپ نوحد در اواخر سال 1351 به صورت کن فو کاراتو و دوره های رنجر ، جنگ تن به تن و زنده ماندن در شرایط سخت انجام می شد و چون میرزایی فرمانده این یگان بود با بدترین شرایط سعی می کرد نیروهای مخصوص را آموزش بدهد . میرزایی آموزش دوره مخصوص خودش را زیر نظر انگلیسیها و دوره موانع و سقوط آزاد را زیر نظر مربیان امریکایی گذرانده بود . بعداً به عنوان اصلی ترین مرد این دوره ها فرماندهی یگان را به عهده گرفت . وی مردی سریع ، پر جنب و جوش و محکم بود . در بعضی از کلاسهای آموزشی نیز از شلاق استفاده می کرد .
هر ساله از میان افسران زبده رنجر ، دلتا فورس ، کلاه سبزها ، موساد و کلاه قرمز ها از امریکا ، ایران اسراییل غاصب و انگلیس تعدادی نیرو به نام کمربند سیاهان کونگ فو کاراتو که مقر آن در تایوان و در معبد متعلق به لیونگ فو بود اعزام می شدند. در این معبد آموزش های سخت را تحت همان عنوان کونگ فو کاراتو آموزش می دیدند . میرزایی در سال 1349 به این مرکز برای فراگیری دوره فوق اعزام شد. وی دارای کمربند مشکی خط قرمز از تایوان از این مرکز می باشد. بعد از اینکه میرزایی از دوره فوق بازگشت، تز خود را با توجه به دکترای افتخاری کاراته از ژاپن اعلام کرد. میرزایی در حد فاصل سال های 47 و 48 دوره ی دافوس را در کشور کره گذرانید و در همین دوره دان 4 افتخاری تکواندو را گرفت.
میرزایی در 10/12/1۹74 مطابق با 1353 مدال افتخاری طلا را برای خدمات به ورزش های کشور و نظامی از اتحادیه اروپایی مبارزه و زورآزمایی دانشنامه پروفسورای خود را که به امضاء دبیر کل وپرلاره که ریاست لوژیون دونور بود رسیده است از وی تقدیر و قدردانی شد .
المپیک لبنان در 17/12/1974 به فاصله 7 روز بعد در بیروت گواهینامه و تأییدیه سبک خود را که در آن کمیته به ثبت رسانیده بود دریافت کرد. میرزایی دکترای تن و روان خود تز تکمیلی خود را به لیانگ فو فرستاد و در همین حین در تالار انشاء تن و روان در حقیقت مرکز کونگ فو کاراتو را بنیانگزاری کرد . پس از تأیید شالبند قرمز خود از آن مرکز در سال 1356 وی با ارائه تز خود بر دانشکده مریلند امریکا دو مدرک بین المللی دکترا در زمینه فلسفه و فیزیک و یک پروفسورا با عنوان فیزیولوؤی انرژی انسان در ابعاد روان را دریافت کرده است. میرزایی پس از انقلاب از ایران خارج شد . کونگ فو تو آ در ایران در این زمان ممنوع بود ولی کسانی که کونگ فو توآ در روح و خون آن ها بود آن را ادمه دادند و در جنگل ها ، کوه ها و ... به طور مخفیانه به تمرین کونگ فو توآ می پرداختند تا اینکه این ورزش دوباره در ایران شکل رسمی به خود گرفت.
البته ایشان بعد از بنی صدر کاندیدای ریاست جمهوری بودند که متاسفانه به تایید مسوولان زمان نرسیده و ایشان را تایید نکردند، اما وی هم در زمان پیروزی انقلاب و هم در زمان جنگ ایران و عراق خدمات ارزنده ای را به کشور ارائه داشته اند که شاید در پستهای بعدی به آنها اشاره کنم.
میرازیی هرکس که بود یک ایرانی اصیل و وطن پرست بود که مایه مباهات تمام ایرانیان بوده و هست و من به تمامی آقایانی که استاد میرزایی را نشناخته و نفهمیدند و از روی غرض ورزی در مورد وی زیاده گویی میکنند یک گفته از ایشان را میگویم:
"بهوش باش که من صاعقه ام و قطره بارانی درشت که از ابر می آیم، صاعقه ای که من قاصد آنم شاهد راز شد اگر وارد این راز نشدی پس هیچ مگوی."
"دکتر میرزایی"
در آن مجلس که درویشان صفای باخدا دارند
درآید خضر پیغمبر شود ساقی درویشان
درود...